|
Human values
|
|
|
|
||||
|
بررسی جامعه شناختی رابطه عفاف و حجاب – محمد باقر صبور مقدمه : عفاف یکی از ویزگی های انسانی است که به نظر می رسد که از ویزگی های فطری انسانها می باشد . تمامی ادیان به عفاف توجه خاصی داشته اند . و برای آن پاداش دنیوی واخروی وعده داده اند . عفاف عاملی است که از سوء استفاده کردن و سوء استفاده دادن جلوگیری می کند . تفکر عقلانی و منطقی نیز همان است که انسان باید حقوق خویش را بشناسد و به حقوق دیگران نیز احترام بگذارد . عفاف عاملی است که انسان بر اساس تفکر منطقی آن را در خود شکوفا کرده است . تا از طریق آن از سوء استفاده دیگران ممانعت به عمل بیاورد . البته در تمامی موجودات نیرویی وجود دارد که رفتارهای آنها را کنترل و هدایت می کند . به نظر می رسد آن نیرو ٬ نیروی خود خواهی باشد . که موجب می شود جانداران خطر را احساس کرده و آن را به طرق مختلفی خنثی نمایند .شکوفایی استعداد عفاف موجب گردیده است که انسان برای حفظ و پرورش آن حجاب را ابداع نماید . حجاب به معنی پرده و حائل است . و برخی آن را پوشش یا لباس معنی می کنند . به نظر می رسد لباس یا پوشش موقعی حجاب محسوب می شود که فرد استفاده کنند ه قصدش عفاف وپاکدامنی باشد . اگر فردی به خاطر زیباشدن لباس بپوشد تا بیشتر خودنمایی کند . یا از سرما او را حفظ کند حجاب محسوب نمی شود . غریزه جنسی نیرویی است که در موجودات زنده وجود دارد که در حیوانات به صورت طبیعی کنترل و هدایت می شود . ولی غریزه جنسی در انسانها با توجه به شرایط محیطی شکلهای متفاوتی به خود می بیند . چون غریزه جنسی در انسان مانند گل همیشه بهار است . برخی برای رهایی ازغریزه جنسی ٬ آن را سرکوب کرده اند. عده ای آن را آزاد گذاشته اند. و بعضی آن را کنترل و هدایت کرده اند. به نظر می رسدراه حل سوم منطقی تر باشد ٬ چون در این روش غریزه جنسی به حالت طبیعی هدایت شده است . عفاف نیرویی است که در این زمینه نقش مٶثری بازی میکند . و در این راستا حجاب ارزش عینی رسیدن به عفاف را میسر می سازد .
1 - آ یا عفاف وحجاب فطری است ؟ عفاف یکی از ویژگی های انسانی می باشد و با توجه به داستان حضرت آدم و حوا همان لحظه که به برهنه بودن خود پی بردند به خاطر عفاف شروع به پوشیدن خود کردند. عفاف امری است که در تمامی جوامع مردم به آن پایبند هستند . عفاف یک ارزش جهانی است و از آغاز زندگی اجتماعی ارزش محسوب می شده است . حجاب الگویی برای نشان دادن عفاف می باشد در آیات قرآنی مربوط به زنان پیامبر ( ص ) که با رعایت حجاب به عفاف شناخته می شوند . مطابق نظر استاد مطهری حجاب یک امر اکتسابی می باشد . هر چند که عفاف یک ارزش فطری است اما بر اساس نظریه کنش متقابل نمادی ٬ ارزشها در ارتباط با کنش و واکنش با محیط جزء من مفعولی می شود . و با تغییر من مفعولی من فاعلی نیز تغییر کرده و ارزیابی پدیده ها توسط من فاعلی نیز دگرگون می شود . و مطابق نظر تٲیید اجتماعی و محرک – پاسخی من فاعلی هنجارها را به شکلی از خود بروز می دهد که از تٲیید اجتماعی و پاداش بر خوردار گردد . به این ترتیب هنجارحجاب نیز در جامعه تغییر می یابند . که امروزه در جامعه شاهد هستیم . 2- علل پیدایش عفاف و حجاب چیست ؟ نظرات متفاوتی در مورد حجاب بیان شده است که عبارتند از : رهبانیت و ریاضت٬ عدم امنیت ٬حسادت ٬عادت زنانگی ٬بالا بردن ارزش زن . استاد مطهری علت پیدایش پوشش را در حفظ موقعیت خود ٬گرانبها کردن خود ٬دور نگه داشتن خود ومرد را شیفته خود کردن ٬ذی نفع بودن مرد نسبت به زن دانسته اند. عفاف عاملی است که در فطرت انسان وجود دارد وانسان بر اساس نیروی خود دوستی که در وجود هر جانداری نهفته است . تا از طریق آن از سوء استفاده دیگران ممانعت به عمل بیاورد البته در تمامی موجودات زنده نیرویی وجود دارد که رفتارهای آنها را کنترل و هدایت می کند . به نظر می رسد آن نیرو ٬ نیروی خود دوستی باشد . که موجب می شود جانداران خطر را احساس کرده و آن را به طرق مختلفی خنثی نمایند . شکوفایی استعداد عفاف موجب گردیده است که انسان برای حفظ و پرورش آن حجاب را ابداع نماید . حجاب به معنی پرده و حائل است . و برخی آن را پوشش یا لباس معنی می کنند . به نظر می رسد لباس یا پوشش موقعی حجاب محسوب می شود که فرد استفاده کنند ه قصدش عفاف وپاکدامنی باشد . اگر فردی به خاطر زیباشدن لباس بپوشد تا بیشتر خودنمایی کند . یا از سرما او را حفظ کند حجاب محسوب نمی شود . غریزه جنسی نیرویی است که در موجودات زنده وجود دارد که در حیوانات به صورت طبیعی کنترل و هدایت می شود . ولی غریزه جنسی در انسانها با توجه به شرایط محیطی شکلهای متفاوتی به خود می بیند . چون غریزه جنسی در انسان مانند گل همیشه بهار است . برخی برای رهایی ازغریزه جنسی ٬ آن را سرکوب کرده اند. عده ای آن را آزاد گذاشته اند. و بعضی آن را کنترل و هدایت کرده اند. به نظر می رسدراه حل سوم منطقی تر باشد ٬ چون در این روش غریزه جنسی به حا لت طبیعی هدایت شده است . عفاف نیرویی است که در این زمینه نقش مٶثری بازی میکند . و در این راستا حجاب ارزش عینی رسیدن به عفاف را میسر می سازد . که در نهایت موجب تعدیل غریزه جنسی می شود . به نظر دورکیم، انسانها موجوداتی با آرزوهای نا محدودند. آنان بر خلاف جانوران دیگر با برآورده شدن نیازهای زیستی شان سیری نمی پذیرند. از این سیری ناپذیری طبیعی نوع بشر چنین بر می آید که آرزوهای انسان را تنها می توان با نظارت های خارجی، یعنی با نظارت اجتماعی مهار کرد. جامعه بر آرزوهای بشری محدودیت هایی را تحمیل می کند. در جوامع خوب تنظیم شده، نظارت های اجتماعی بر گرایش های فردی یک رشته محدودیت هایی می نهند، چندان که « هر فردی در محدوده خودش کم و بیش تشخیص می دهد که تا چه حدی می تواند به بلند پروازی هایش میدان دهد.. بدین سان، هدف و سرانجامی بر سوداهای فرد نهاده می شود. با آزادی جنسی انسان حریص تر شده و تنوع طلب می گردد بنابر این نیازهای جنسی با تقویت باورهای دینی و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب باید کنترل و هدایت شود . 3- هدف از عفاف و حجاب چیست ؟ به نظر می رسد هدف از حجاب عفاف است و هدف از عفاف آرامش روانی ٬ استحکام پیوند خانوادگی ٬ارزش و احترام زن ٬سلامت فردی و اجتماعی ٬شکوفایی استعدادها ٬ بهره وری اقتصادی ٬ قرب خدا ٬پاداش معنوی و اخروی می باشد . به نظر می رسد با تغییر ارزشها اهداف تازه ای متناسب با ارزشهای جدید شکل می گیرد . و یا با تغییر اهداف ارزشها و هنجارها نیز متناسب با آن تغییر می کنند. رواج مادی گرایی و تجمل گرایی موجب تضعیف باورهای دینی شده و هنجارهای مرتبط با آن نیز تغییر می کنند . کوهن معتقد است بعضی اعمال خلاف ممکن است هشدار دهنده بوده و نشانه آن باشد که جنبه ای از جامعه به درستی کار نمی کند . این گونه انحرافات ممکن است توجه جامعه را به مسئله جلب کند و به یافتن راه حلهایی برای آن منتهی شود. با توجه به نظر کوهن ٬ بدحجابی یک عمل انحرافی است که با ارزشهای دینی مغایر می باشد و نشانگر این واقعیت است که بخشهایی از جامعه متناسب با اهداف واقعی نظام اسلامی کار نمی کنند. و این هشداری است که باید به خود آمد . و چاره ای اندیشید . در غیر این صورت مطبق نظر دورکیم در تغییرات اجتماعی ٬رفتارهای انحرافی امروز نشانگر رفتارهای آینده است . 4- بین عفاف و حجاب رابطه متقابل مستقیم وجود دارد . دو واژهی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد.
چون باورهای دینی مغایر با ارزشهای نظام سرمایه دارمی باشد به همین علت برای تضعیف باورهای دینی بد حجابی و بی بند و باریهای جنسی را به طرق مختلف رواج می دهد. که این امرموجب سوءاستفاده جنسی و خشونت جنسی میگردد . به هر حا ل روزی ٬ مردم دراین زمینه به خود آگاهی می رسند. و بر اساس نیروی خودخواهی ٬ ارزشهای دینی و عفاف نهفته در خود را بیدار خواهند نمود . بر اساس نظریه تغییر ارزشها ٬ ارزش ها در جامعه ثابت نیستند و با تغییر شرایط اجتما عی ٬ اقتصادی ارزشها و هنجارها نیز تغییر می کنند . باورهای دینی نیز یکی از ارزش هایی است که تحت تٲ ثیر تغییرات اقتصادی و اجتماعی و تهاجم فرهنگی قرار دارد . رواج بد حجابی درجامعه نشانگرتغییر ارزشهای دینی می باشد . چشم و دل را پرده میبایست امّا از عفاف چادر پوسیده بنیاد مسلمانی نبود با توجه به شعر بالا عده ای استدلال می کنند که آدم باید قلبش پاک باشد و رعایت پوشش لازم نیست . بر اساس نظریه توجیه رفتار فرد می داند که دروغ می گوید ولی با این حرف رفتار خود را توجیه می کند . قبلاً ذکر شد که حجاب در کتابهای لغت به معنای پوشش، پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب میگویند؛ چون مانع ورود اغیار و بیگانگان در یک حریم و محیط خاص میگردد. البته این شبهه از آ نجا ناشی می شود که عده ای دارای پوشش هستند ولی دارای عفاف نیستند همانطور که قبلاً مطرح شد اگر پوشش با قصد عفاف نباشد حجاب نیست و موجب ممانعت نمی شود . - نتيجهگيري 1-عفاف امری فطری و باطنی و حجاب امری اکتسابی و ظاهری است . 2- حجاب و عفاف با یکدیگر روابط متقابل دارند . 3- به نظر می رسد انسان بر اساس نیروی خودخواهی ٬ عفاف را به خاطر جلو گیری از سوءاستفاده دیگران وقرب الهی در خود شکوفا کرده است . 4- به نظر می رسد حجاب برا ی نمایش و پرورش عفاف پدید آمده است . 5- ادیان در گسترش عفاف و حجاب نقش اساسی داشته اند. 6- برای سلامتی فردی و اجتماعی باید نیازهای جنسی کنترل و هدایت شود .
منابع و مآخذ 1- اسماعیلی ٬ بهجت . ( 1384 ) . حجاب و پوشش و نگهبان وحافظ ارزشهای زن . www.kiau.ac.ir 2- بدون نام . ( 15/8/1382 ) . حجاب حق زن و حد مرد . www.tebyan.net 3- بدون نام . نگاهی گذرا به فلسفه حجاب . ( 3 /11 /1385 ) . تبیان. 4- بدون نام . ( 1385 ) . مفهوم و فلسفه و فواید حجاب . www porsojoo.com. 5- تنهایی ٬ ابوا لحسن . ( 1385 ) . جایگاه نظریه هربرت بلومر در جامعه شناسی معرفت . مجله اینترنتی علوم اجتماعی . شماره 47 ص 20 . www.fasleno.com 6- حیدری ٬حسین .( 1385). حجاب گوهر عفاف . hlamerd.blagfa.com. 7- خدایی ٬ مهدی . ( 1384 ) . تبرج ٬ گناه قرن معاصر . www.kiau.ac.ir. 8 – خناری نژاد ٬ حبیب . ( 1383 ) . نظارت اجتماعی . مجله اینترنتی شبکه رشد . Daneshnameh.roshd.ir. 9- شفیعی ٬ سمیه . ( 1384 ) . فلسفه پوشش و آ راستگی از دیدگاه اسلام . 10- شناسوند ٬ پروین . (1384 ) . حجاب و نوع پوشش زن در ادیان مختلف از منظر قرآن . . www.kiau.ac.ir 11- صدیق ابراهیم نیا ٬سیمین . ( 1384 ) . حجاب برگ سبزی از ریشه عفاف . www.kiau.ac.ir 12- طیبی ٬ ناهید .(1376 ) . حجاب و عفاف . ماهنامه پیام زن . شماره 70 www.blagh.net 13- میثم . ( 3/11/1385 ) . فلسفه حجاب از دیدگاه قرآن کریم . مرکز مطالعات و پزوهشهای فرهنگی حوزه علمیه . www.andishe.qom 14- عسگری ٬ سعید .(6/10/1384 ) . حجاب در ادیان الهی (2).باشگاه اندیشه .www.bashgah.net 15 - گندم آبادی ٬ محبوبه .( 30 /8/84 ) . تبیینی بر مسئله حجاب . www.farsnews.com 16- مطهری ٬ مرتضی .( 8/11/85) . مسئله حجاب . www.ghadeer.org. 17- نرگس ٬ م . (13/11/ 1385). گستره عفاف به گستردگی زندگی . www.m.narjes.org 18- هارالامبوس ٬ م . ( 1369 ) . تئوریهای انحراف . ( امان اله صفوی ٬مترجم ) فصلنامه رشد علوم اجتماعی . شماره 8 . (1369 )
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ساعت 14:47 توسط محمدباقر صبور
|
|
|||||
|
|||||