کنترل اختلالات رفتاری دانش آموزان

 محمدباقرصبور- خرداد1387

مقدمه

روابط انسانی یکی از مو هبتهای الهی است که به عنوان نیاز در وجود انسان قرار داده شده تا انسانها بتوانند یکدیگر را درک و با هم زندگی نمایند . از آنجا که مدارس ( و خانواده ) مسئول ساخت شخصیت ، منش و سلوک انسانی هستند ، رسالت عظیمی بر عهده ی آنها قرار گرفته است و از این نظر جایگاه ویژهای در میان همه ی سازماندهی دیگر دارند . سلامتی و تعادل انسان تا حدودزیادی به رفتار و روابط او با دیگران و بالعکس دارد . اگرمدارس بتوانند با شیوه های علمی و تخصصی و با مهارت های انسانی با دانش آموزان روابط درستی بر قرار کنند ، جامعه نیز بعد از یکی دو نسل به نوعی تعادل و سلامتی روانی خواهد رسید .

یکی از مسائل و مشکلاتی که معلّمان با آن مواجه هستند ، اختلالات رفتاری دانش آموزان می باشد . اختلالات رفتاری یکی از عواملی است که اعصاب معلم را خرد می کند و معلم را از نظر روانی خسته می کند . علاوه از آن پیشرفت علمی کلاس را پایین می آورد . اختلالات رفتاری دانش آموزان ممکن است علل متفاوتی داشته باشد .

مشکلات خانوادگی عبارتند از :  تربیت خانوادگی ، ناراحتی های جسمانی و روانی ، مشکلات اقتصادی ، روابط خانوادگی ، زمینه های ارثی ،پایین بودن هوش و....

مشکلات مدرسه ای عبارتند از : روابط نادرست اولیاء مدرسه با دانش آموزان ، تنبیه و توهین و تحقیر دانش آموزان ، خستگی دانش آموزان در کلاس درس ،محیط فیزیکی مدرسه ، تعداد زیاد دانش آموزان در کلاس و ...

بنابر این اختلالا ت رفتاری دانش آموزان یکی از عوامل جدایی ناپذیر مدارس می باشد . چون در تمامی مدارس و در تمامی جوامع دیده می شود از نظر علمی یک پدیده طبیعی است ولی همین پدیده طبیعی برای معلمان آزار دهنده می باشد . از طرف دیگر ، اختلالات رفتاری دانش آموزان تا حدّی نشانگر نارساییهای نظام آموزشی می باشد . و از طرف دیگر ضعف علمی و رفتاری برخی از اولیاء مدرسه را مشخص می نماید .

معلمان در زنگ سیاحت مشکلات رفتاری دانش آموزان را مطرح می کنند. یکی می گوید دانش آموزان صدای حیوانات را در می آورند . آن یکی می گوید : هنگام تدریس، دانش آموزان زمزمه می کنند. آن یکی می گوید : هنگام تدریس دانش آموزان با یکدیگرصحبت می کنند . آن یک می گوید : هنگام تدریس سوت می زنند .

برخی از معلما ن نسبت به دانش آموزان نگرش منفی دارند ، آنان، دانش آموزان را افرادی شلوغ  ، بی ادب ، مسخره گر ، بی علاقه به درس ، نا بهنجار و در نهایت دشمن معلمان می پندارند . به این ترتیب ، قبل از رفتن به کلاس جبهه گیری می کنند و دانش آموزان را در مقابل خود قرار می دهند. برخی از معلمان احسا س نارضایتی خود از شغل و درآمدشان را به دانش آموزان اذعان می دارند . دانش آموزان نیزاستدلال می کنند که خود و سرنوشت شان برای معلمان اهمیتی ندارند ، حتی برخی از معلمان ، به دانش آموزان توصیه می کنند که درس نخوانند چون ادامه تحصیل عاقبت خوبی ندارد . نتایج تحقیق صبور ( 1380 ) نشان می دهد که با اطمینان 99% با بهبود روابط انسانی اولیاء مدرسه با دانش آموزان ، نگرش دانش آموزان نیز نسبت به اولیاء مدرسه مثبت تر می گردد . بر اساس نظریه خوددوستی، اگر روابط اولیاء مدرسه با دانش آموزان درست و منطقی نباشد ، برخورد دانش آموزان با اولیاء مدرسه درست و منطقی نخواهد بود. بر اساس نظریه تعامل گرایی ، هر عملی که ما نسبت به دیگران از خود نشان دهیم عکس العمل مشابهی را از آنان دریافت خواهیم نمود . بنابراین اگر معلمان به دانش آموزان ، به عنوان دشمن نگاه کنند ، دانش آموزان نیز نسبت به آنان به وقتی به مدارس مراجعه می کردم برخی از اولیاء مدرسه می گفتند که دانش آموزان از خانواده های مختلف با شرایط اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی متفاوتی درمدرسه جمع شده اند بنابر این کنترل و هدایت آنان غیر ممکن می باشد .  برخی دیگر اذ عان می کردند که تربیت خانوادگی دانش آموزان اشتباه است آنان بد تربیت شده اند و اصلاح ناپذیر هستند . و به دانش آموزان برچسب های منفی می زدند . با توجه به نظریه کنش متقابل نمادی ، ویژگی های رفتاری افراد با برچسب هایی که از طریق دیگران به آنها زده می شود خود را با آن ویژگی ها می شناسند . بنا بر این وقتی به دانش آموزان به عنوان افرادی شلوغ ، تنبل ، بی لیاقت ، منحرف و نا بهنجار نگاه می شود ، آنان نیز فکر می کنند که

وقتی به برخی از معلمان ، توصیه می کنی که روابط خود را با دانش آموزان اصلاح کن ؛ جواب می دهد که کی حوصله واعصاب  دارد؟! با این همه مشکلات زندگی مگر می شود که آدم خوش اخلاق هم  باشد ؟! برخی از معلمان مشکلات زندگی خود را به مدرسه می برند ! و به این ترتیب دانش آموزان به ضعف چنیین معلمی پی می برند ؛ و استدلال می کنند که آنان فقط برای وقت تلف کردن به مدرسه می آیند نه برای درس دادن ؛ ! معلمی که در کلاس درس نمی دهد ، یا توانایی درس دادن ندارد . دانش آموزان احساس می کنند که وقتشان در کلاس بیهوده تلف می شود . در نتیجه دچار نا کامی شده ، و پرخاشگری می کنند . بر اساس نظریه نا کامی ، وقتی فرد احساس نا کامی کند ؛ واکنش های متفاوتی را از خود نشان خواهد داد . علاوه از آن، اگر دانش آموزان احساس کنند که معلمی از نظر علمی و شخصیتی در سطح پایینی هست؛ به حرف های آن اهمیت نداده و گوش  نمی دهند .                        

بنا بر این به نظر می رسد هرچند که برخی از دانش آموزان ، نا بهنجار می باشند . امّا روابط غلط اولیاء مدرسه ، به جای اینکه مشکل دانش آموزان را حلّ نمایند؛ آن را تشدید می کنند .

به نظر می رسد معلمان با مطالعه نظریه های علمی روانشناسی و جامعه شناسی و نتایج تحقیقات در مورد روابط انسانی ، مشکل را کاهش یا حتی کاملاً رفع نمایند .                                                                 

 

گرد آوري اطلاعات

روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش ، کتابخانه ای ومشاهده مشارکتی ومصاحبه ای می باشد .

از طریق روش کتابخانه ای ، اطلاعات لازم در مورد مسائل رفتاری دانش آموزان بدست می آید . مخصوصاً نتایج تحقیقات و نظریه های علمی می تواند راه گشا باشد . از طریق مصاحبه اطلاعات لازم در مورد رفتار و اخلاق دانش آموزان و اولیاء مدرسه بدست می آمد . از طریق مشاهده مشارکتی  ، تغییراتی که در دانش آموزان ایجاد می شد مورد ارز یابی قرار می گرفت .

یکی از مسائلی که در مدارس ما وجود دارد مشکلات رفتاری دانش آموزان می باشد . می توان گفت مشکل رفتاری دانش آموزان در مدارس ما یک پدیده ی طبیعی می باشد . چون در تمامی مدارس شهری ، روستایی ، پسرانه و دخترانه وجود دارد . بنابر این معلم باید با آمادگی لازم و قبلی در مدرسه حضور پیدا کند ، و منتظر به وجود آمدن مشکل نباشد .

وقتی جهت پر کردن پرسشنامه به مدارس مراجعه می کردم با توجه به مصاحباتی که با اولیاء مدارس انجام می دادم بیشترمعلمان و معاونین اذعان می کردند که دانش آموزان این زمانه خیلی پررو  و شلوغ و بی ادب هستند. و از دست دانش آموزان نا راضی بودند . و بر عکس ، اکثریت دانش آموزان از دست اولیاء مدارس ناراضی بودند ؛ و آنان اذعان می داشتند که  بیشتر معلمان آنان را تحقیر ، توهین ، تنبیه بدنی می کنند ، وحتی بعضی از اولیاء مدرسه به دانش آموزان فش و ناسزا می گویند .

   بنده در اول سال تحصیلی به هر کلاس که می روم ابتدا در مورد برخی مسائل با آنان صحبت می کنم . تا دانش آموزان آگاهی لازم را  د ر مورد خود و معلم شان بدست بیاورند در واقع از اولین جلسه آمادگی لازم جهت مثبت اندیشی در آنان بر انگیخته می شود و در زمینه ایجاد انگیزه برای تحصیل نیز گامهایی بر داشته می شود . در واقع اولین جلسه کلاس ، به اولین جلسه آغاز دوستی ها تبدیل می شود تا از، در کنار هم بودن احساس لذت و نشاط بکنیم .  بعد از ورود به کلاس ، در مورد مقررات کلاس ، روابط معلم و دانش آموز ، هدف از تحصیل ، ارزش علم ،  شخصیّت و هویّت ، اهمیت سرنوشت آنان برای من ، صداقت و صمیمیت ، خوب و پاک و بانشاط و سالم بودن  دانش آ موزان از نظر اخلاقی ، مهربان بودن دانش آموزان ، علاقه ام به شغل معلّمی و شکوفایی استعداد ها صحبت می کنم . و از مثالهای جذا ب و شیرین درحین صحبت استفاده می کنم ؛ تا آنان احساس بی حوصلگی و خستگی  نکنند .شاید نتوان باور کرد که با یک جلسه صحبت کردن و آگاهی دادن  ، آمادگی لازم جهت تغییر رفتار، در  دانش آموزان پیدا می شود .

  مسائل رفتاری دانش آموزان در مدرسه به شکل های متفاوتی به چشم می خورد . مسائل رفتاری دانش آموزان ، در تمامی مدارس وجود دارد . بنابر این یک پدیده طبیعی است و همین مسائل اخلاقی است که نارسائی های محیط زندگی از قبیل خانواده ، مدرسه ، کلاس ، شهر ، روستا و محلّه را نشان می دهد . در نتیجه وقتی دانش آموز مشکل داری مورد مشاهده قرار می گیرد باید دید درمحیط او چه مشکلی وجود دارد که باعث شده ، ایشان به یک فرد مشکل دار تبدیل شود . و نباید فرد مشکل دار را تنبیه یا توهین یا تحقیر نموده و طرد کرد . در این حالت مشکل او حل نشده ، تشدید هم خواهد ؛ کاری که متأسفانه در بیشتر مدارس ما صورت می گیرد و در نهایت موجب ترک تحصیل یا اخراج ایشان می شود . بنابراین ، علاوه از اینکه ما مشکل را نتوانستیم حل کنیم بلکه مشکل را از مدرسه به جامعه منتقل نمودیم . و ایشان را به درون جوانان خیابانی بزه کار هدایت کرده و سرنوشت فرد و خانواده ای را دگرگون کردیم . در این حالت ما مقصر هستیم و نتیجه اش به طور مستقیم یا غیر مستقیم به خود ما بر گشت داده خواهد  شد .

 

عوامل مؤثر در شکل گیری رفتار های نا بهنجار :

مسائل خانوادگی  :خانواده نخستین گروهی است که به صورت طبیعی وجود داشته و جامعه برآن بنا شده است. چگونگی و کیفیت عملکرد خانواده در تحقق وظایف خویش شاخص مناسبی جهت ارزیابی عملکرد جامعه می باشد.هر چه خانواده دارای عملکرد خوب و سالمتری باشد به همان نسبت ثبات و سلامت جامعه بیشتر تامین شده است و بر عکس هر چه خانواده از عملکرد بدتر و آشفته تری برخوردار باشد، به همان نسبت جامعه بیشتر تهدید شده است

 زیرا اختلال در عملکرد خانواده نشانه اختلال در منظومه خانواده است که خانواده را به سمت فروپاشی سوق می دهد. کودکان و نوجوانان قربانیان اصلی عملکرد نامطلوب خانواده می باشند. فروید می گوید بیشترین افراد ناسازگار و مساله دار ، وابسته به خانواده های آسیب دیده هستند و فرزندانی که مربوط به خانواده های پر کشمکش می باشند به سبب عدم برخورداری از آرامش روانی و عدم تمرکز وآشفتگی بیشتر در معرض رفتار ناسازگارانه و بزهکارانه قرار دارند.

بررسی ها نشان می دهد که عملکرد بد و نامناسب خانواده مهمترین عامل در پیش بینی بزهکاری نوجوانان است. برای مثال طبق تحقیقاتی که در فرانسه به عمل آمده 80 درصد اطفال بزهکار از خانواده هایی هستند که به علت نفاق و ناسازگاری وعدم تفاهم بین افراد ، محیط خانوادگی آنان دائما متشنج است.  (تاج زمان دانش ، 1379 ، ص 313) تحقیقات انجام شده در کانون های اصلاح و تربیت کشور ایران نیز موید این موضوع است. بطوریکه 65 درصد اطفال کانون با پدر و مادر خود اختلاف نظر و تضادهای فکری و ذهنی داشته اند و این اختلافها انگیزه عصیان و بزهکاری آنان بوده است.

بطور کلی حاکم بودن روابط مطلوب در درون خانواده رشد ذهنی ، عاطفی ، روانی و اجتماعی فرزندان را امکان پذیر می سازد و مهمترین گام در پیشگیری از به انحراف کشیده شدن آنها است. عملکرد نامطلوب خانواده موجب آشفته شدن روابط عاطفی بین اعضای خانواده می شود در نتیجه در یک دور باطل از تعاملات پیچیده زمینه بروز برای مشکلات روانی و رفتاری بیشتر و شدیدتر خواهد شد. اساسا نقشهای خانوادگی زمانی به موثرترین شکل تحقق می یابد که در برگیرنده تمام کارکردهای ضروری خانواده باشند و بطور عادلانه بین اعضا تقسیم شود و همچنین درباره انجام وظایف اعضا پی گیری مستمری انجام گیرد ، در خانواده های نوجوانان بزهکار به خاطر از هم گسیختگی و غفلت خانوادگی تخصیص نقشها در خانواده به درستی صورت نمی گیرد والدین دچار غفلت شده و به مسائل تربیتی ، تحصیلی ، اقتصادی و تفریحی کودکان و نوجوانان اهمیت نمی دهند و آنها را به حال خود رها کرده و فرزندان بیشتر به اجتماع و گروههای همسالان روی می آورند و نظارت والدین برروی آنها کم می شود.

اصولا وجود مهر و محبت در کانون خانواده به تقویت ایمان ، تلقین ارزشهای اخلاقی و به وجود آمدن خودپنداری مثبت در نوجوانان کمک می کند و اثر مهمی در رفتار نوجوانان دارد ، همچنین ایجاد روابط صمیمی در خانواده محیطی مناسب جهت طرح مشکلات و مسائل نوجوانان و وسیله ای مناسب برای تسکین ناراحتی های دوران بلوغ است. ( جوادی ،1383 )

رشد جسمانی و روانی : گروهی از صاحب نظران علوم رفتاری نظیر فروید1 و لورنز2 معتقدند که پرخاشگری یک رفتاری است که ریشه در ذات و فطرت انسان دارد. این دومعتقدند که پرخاشگری به عنوان یک نیروی نهفته در انسان دارای حالت هیدرولیکی است که به تدریج در شخص متراکم و فشرده می شود و سرانجام نیاز به تخلیه پیدا می کند. به نظر لورنز اگر چنین انرژی به شکل مطلوب و صحیح مثلا در طرق ورزش ها و بازیها تخلیه شود جنبه سازندگی خواهد داشت. در غیر اینصورت به گونه ای تخلیه میشود که مخرب خواهد بود و ممکن است اعمالی از قبیل قتل، ضرب و شتم ، تخریب و نظایر آن را در برداشته باشد. از نظر فروید پرخاشگری در انسان نماینده غریزه مرگ است که در مقابل غریزه زندگی در فعالیت است، یعنی همچنان که غریزه زندگی مارا در جهت ارضای نیازها و حفظ هدایت میکند غریزه مرگ به صورت پرخاشگری می کوشد به نابود کردن و تخریب کردن بپردازد این غریزه چنانچه بتواند دیگران را نابود می کند و از بین میبرد و اگر نتواند دیگران را هدف پرخاشگری و تخریب خود قرار دهد به جانب خود متوجه شده و به صورت خودآزاری و خود کشی جلوه گر می شود، بنابراین از نظر وی پرخاشگری حالتی مخرب و منفی دارد.(اکبری سال 1381-ص 191).

  از محتواي اين تحقيق ميتوان چنين استنتاج نمود كه با توجه به از هم گسيختگي خانواده (جدايي يا فوت والدين)، و كاهش انسجام و يكپارچگي آن و افزايش سوء رفتارهاي والدين (اعم از والدين يا ناپدري و نامادري)، كه منجر به اخراج يا فرار فرزندان از خانه ميشود، از يكطرف ميزان مشكلات (نيازهاي ارضا نشده) فرزندان را مي‌افزايد و از طرف ديگر ميزان احساس اميدواري ايشان را در حل مشكلات (حتي در آينده دور) مي‌كاهد، لذا بواسطه اينكه فرد اولين يا دومين فرزند خانواده بوده و احساس استقلال نموده و مسائل خانواده را درك مي‌نمايد و نياز به همفكري و همدلي و يا بعبارتي نيازمند پذيرش خانواده و جامعه‌اي ميباشد، از اينرو با كوتاه شدن دستش از مشاركت و مشورت مردم و كاهش اهميت و احترام اجتماعي نزد مربيان مدرسه، دست نياز بسوي دوستان و همسالان (معاشرتهاي ترجيحي) برداشته، تا از اينطريق احساس احترام و انتظار پذيرش نزد دوستان را كسب نمايد. ليكن وقتي در برخورد با دوستان ناباب به بزهكاري و انواع انحرافات اجتماعي دست مي‌يازد، بتدريج هاله‌اي از احساس عدم تعلق اجتماعي پيرامون خود متصور ميشود و هر چند كه در محيطهاي بازسازي (كانون ˆ زندان) سعي دارد اخلاق و رفتار خود را بهتر نمايد و اين بهتر شدن اخلاق و رفتار خود را به رخ جامعه نيز بكشاند، معهذا با كمرنگ بودن رفتارهاي مثبت مددكاران، و عدم رضايت از محيط كانون، و از همه مهمتر بر چسب مجرم و اين داغ باطله زدن، بر ياس و نااميدي وي افزوده شده كه گاها” در بحثهاي گروهي، نوع انحراف آنقدر نزد فرد عجيب جلوه داده ميشود كه بنوعي در تكرار جرم و يا وسعت بخشيدن آن (بصورت باند بزهكاران) تمايل نشان ميدهد. بنابراين اگر خانواده، مدرسه، و مردم اهل محل نتوانند بر رفتار و انتظارات نوجوانان نظارت كافي داشته باشند و ارزشها و هنجارهاي اجتماعي را در كانال طبيعي آن به آنها بياموزند و به آنها بقبولانند كه از برخي از نيازها كه مورد قبول جامعه نيستند، اجبارا” يا كاملا” چشم‌پوشي كنند، و يا گاه با برخي از نيازهاي جامعه پسند تعويض و يا شكل و روش ارضاي انها را با هنجارهاي اجتماعي تطبيق دهند، و يا نيازهاي كاذب براي آنان توليد ننمايند، ديگر نميتوان از محيطهاي بازسازي (كانون ˆ زندان) توقع داشت وظايف ناكرده مربوط به خانواده، مدرسه، و مردم اهل محل را بهمان طريق فوق‌الذكر كاناليزه كرده و به توفيق كاملا” بايسته و شايسته نايل آیند ( صدفی ، 1372 )

رفتار اولیاء مدرسه با دانش آموزان : « يكي از مشكلات عمده مدارس ما، كمك نكردن به دانش آموزان مشكل داراست. متأسفانه ، مدارس به جاي آنكه آماده كمك به كساني كه عقب افتادگي يا مشكلي دارند باشند، بيشتر آنها رااز خود مي را نند . وحالت دفعي از خود نشان مي دهند. اغلب مدارس به دنبال دانش آموزان قوي وبا نمرات بالا هستند وبيشتر مواقع به تشويق و تكريم آنها مي پردازند. در مقابل ، دانش آموزان به ظاهر ضعيف مورد بي مهري قرار مي گيرند وبطور ناخواسته آنها را رها و بعضاً سركوب مي كنند. » (  مير كمالي ، 1379، ص 74).

عطا پور ( 1378 ) استدلال می کند که  یکی از عواملی که در خود پنداری فرد مؤثر است مدرسه می باشد . با توجّه به تحقیقی که در مورد رفتار معلّم و خودپنداری صورت گرفته ، نشان می دهد که بین رفتار معلم و خود پنداری دانش آموزان رابطه ی معنی داری وجود دارد . و دانش آموزان دختر و پسر به یک اندازه از رفتار های آشکار و نهان معلّم متأثّر می شوند . بر اساس تحقیق  روحانی ( 1359 ) بین گرایش به مدرسه و پیشرفت تحصیلی رابطه ای معنی دار بوده و میزان همبستگی  6/0 =  r می باشد . یافته های خلیلی ( 1385 )  نشان می دهد که معلمین با ارائه بازخورد های مثبت ، بیان انتظارات بالا ، برقراری تعامل بیشتر با دانش آموزان ، خود پنداری مثبت دانش آموزان را متأثّر می سازند . بنابر این تجارب کودکان و نوجوانان در خانواده ، مدرسه ، همسالان همگی درروابط انسانی و  خودپنداری نقش دارند .

  نا کامی : گرچه پاسخ افراد نسبت به ناکامی بسیار متفاوت است زیرا عوامل ناکام کننده و شخصیت فرد ناکام شونده دامنه بسیار گسترده ای دارند در مجموع میتوان گفت که پاسخ ناکامی پرخاشگری یعنی رفتار دشمنانه و تند به هنگام عدم سازگاری با موفقیت در این رفتار در زندگی روزمره ارتباط بسیار نزدیک با ناکامی دارد مثلا کودکی که از بازی کردن منع میشود در اثر خشم اخم می کند یا پاهای خود را بر زمین می کوبد. چیزی که ثابت شده است این است که ناکامی پرخاشگری را افزایش می دهد پرخاشگری می تواند ناکامی های فشرده را رها سازد و نوعی تسکین موقتی برای فرد مزاحم آورد اما پایان آن معمولا رضایت بخش نیست به هنگام مواجه شدن با ناکامی باید آنرا به صورت یک مساله مطرح کرد و به دنبال آن راه چاره افتاد. پرخاشگری ممکن است مستقیما خود مانع را هدف قرار دهد.(فرقان رئیسی سال 1376 ص 83و 84) جان والر و همکارانش فرضیه پرخاشگری در کلمه پاسخ به ناکامی را ارائه نمودند که در آن پرخاشگری همیشه در پی ناکامی خواهد بود(والر دوب-مورد سیرز-1939) این افراد مانند فروید پرخاشگری را در حکم عامل تصفیه می دانستند پیداست که فرضیه ناکامی- پرخاشگریها می توانند واکنشی در برابر ناکامی باشد اما عوامل دیگری نیز می تواند در پرخاشگر بودن یا نبودن یک کودک موثر باشد افزون بر آن ناکامی یا سایر تحریکهای عاطفی همیشه موجب پرخاشگری نمی شود.

 

  هدف دانش آموزان از بروز رفتار های نا بهنجار :

جبران کمبود محبت

جلب توجه دیگران

اعتراض به وضع مو جود

حسادت نسبت به دیگران

وا کنشی برا ی کنش دیگران

تخلیه انرژی

هر چند که رفتار های نابهنجار از علل متفاوتی ناشی می گردند؛ اما به نظر میرسد در مدرسه با رعایت الگوهای رفتاری خاصی مطابق با نیاز های انسانی ، رفتار های نا بهنجار دانش آموزان بتدریج کاهش و حتی رفع می گردد. 

 

به نظر می رسد مشکلات رفتاری قبل از اینکه مشکل باشند ،مشکلات را به نمایش می گذارند . بنابراین ما از مشکلات دانش آموزان به این نکته پی می بریم که مسائلی به وجود آورنده آن مشکلات است . بعد از شناسایی مسائل ، به این نکته توجه می کنیم که آن مسائل چه مشکلاتی را ایجاد می کند . سپس در صدد حل آن مشکلات بر می آییم .

ده سال است که من به این صورت عمل می کنم از نظر اخلاقی و رفتاری و پیشرفت تحصیلی با هیچ گونه مشکلی برخورد نکرده ام  ، چون این روش ها مبتنی بر نظریات و تحقیقات علمی هستند . می توان به جرأ ت گفت که معلمی با استفاده از این روشها ، علاوه از اینکه خسته کننده نیست خیلی هم لذت بخش است حتی در مدرسه مشکلات زندگی نیز فرا موش می شود و معلم به آرامش روانی می رسد .

  از نظر تحصیلی دانش آموزان حد اکثر تلاش خود را می کنند و پیشرفت کلاس روز به روز        نسبت به گذشته بهتر می شود .

 9)ارائه راهکارها

1- تغییر رفتار خود متناسب با موقعیت  ،

2- ایجاد خود پنداری مثبت در دانش آموزان ،

3- اهمیت قائل شدن به سرنوشت دانش آموزان ،

4- ابراز علاقه به شغل معلمی ،

5- ابراز محبت و دوستی نسبت به دانش آموزان ،

6- ایجاد انگیزه برای تحصیل در دانش آموزان ،

7- آگاهی دادن به دانش آموزان در زمینه های مختلف زندگی ،

8-  تقویت نکات مثبت دانش آموزان ،

9- جدّی بودن معلم در گفتار و عمل ،

10 – مطالعه نظریه های علمی روانشناسی و جامعه شناسی و نتایج تحقیقات مر تبط

11- کلاسها نباید خسته کننده باشد و از روشهای فعّال تدریس استفاده شود .

12- از مثال های عینی و جذاب استفاده شود .

13- تقویت بنیه علمی در زمینه دروسی که تدریس می کند . 

منابع

1- اکبری ، ابوالقاسم ، مشکلات نوجوانان و جوانان ، چاپ دوم نشر ساوالان ، تهران ، سال 1381

3- تنهايي، ابوالحسن.(1385) . جايگاه نظريه هربرت بلومر در جامعه شناسي معرفت . مجله اينترنتي علوم اجتماعي فصل نو. www.faslno.com

4-  ترقي‌جاه، صديقه . ( 1375 )  بررسي ارتباط خودپنداره با رفتار اجتماعي در دانش‌آموزان راهنمائي شهر تهران/ صديقه ترقي‌جاه؛ به راهنمايي: عليرضا كيامنش . بررسي ارتباط خودپنداره با رفتار اجتماعي در دانش‌آموزان راهنمائي شهر تهران/ صديقه ترقي‌جاه؛ به راهنمايي: عليرضا كيامنش . بررسي ارتباط خودپنداره با رفتار اجتماعي در دانش‌آموزان راهنمائي شهر تهران ؛. http://database.irandoc.ac.ir  

5- جوادی ، سید محمد حسین . ( 1383 ) . مقایسه عملکرد خانواده های نوجوانان بزهکار. sociolologyofiran.com.

6- خليلي، اكرم. ( 1384) بررسي عوامل اجتماعي موثر بر خود پنداري و عملكرد تحصيلي دانش آموزان پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شهيد بهشتي .http://database.irandoc.ac.ir  

7- داوكينز، ريچارد(1999) خود خواهي و ژن  . cph.theory.persiangig.com

8- ‌‌‌‌ روحاني، فرشته .(1359) . رابطه خود پنداري و عوامل تشكيل دهنده آن با موفقيت تحصيلي. پايان نامه كارشناسي ارشد چاپ نشده ، دانشگاه شيراز. http://database.irandoc.ac

9-‌‌ رجب زاده، احمد و ملكي، حسن، و ناصري ، محمد مهدي .(1380). مطالعات اجتماعي اول دبيرستان . تهران : نشر كتابهاي درسي .

10- شکری . حسین. ( 1376 ) . عوامل انحراف های اجتماعی . http://database.irandoc.ac 

11- صبور ، محمد باقر. (1380 ) . بر رسی نگرش و مشارکت دانش آموزان در نگهداری  اموا ل مدرسه . مرند ، آموزش و پرورش( چاپ نشده ) .

12- صدفی ، ذبیح اله . ( 1372 ) . عوامل مؤثر در انحرافات اجتماعی. تهران : پایاننامه کار شناسی ارشد ، دانشگاه شهید بهشتی . http://database.irandoc.ac

13-‌‌‌ عطا پور ، شهلا .(1378) . بررسي ادراك از رفتار معلم و رابطه آن با خود پنداري

دانش آموزان سال سوم راهنمايي با توجه به جنسيت آنان. پايان نامه كارشناسي ارشد چاپ نشده، دانشگاه شيراز. http://database.irandoc.ac.ir   

14-‌‌ گلشن، ابراهيم .(1372). نظريه ادراك شخصي و نقش آن در انگيزش .مديريت در آموزش و پرورش، 4 ص 22. fa.wikipedia.com

15- لاندين، رابرت ويليام. (1378). نظريه ها و نظامهاي روانشناسي. ( مترجم يحيي سيد محمدي) تهران : نشر ويرايش.

16- مطيع ، ناهيد .(1370) . مكتب كنش متقابل نمادي. رشد آموزش علوم اجتماعي، 8

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ساعت 14:48  توسط محمدباقر صبور  |