|
Human values
|
|
|
|
||||
|
بدون شک مسأله قدرت در کانون آسیب شناسی فوکو ، در تفهیم وضع موجود و جاری انسانی قرار دارد . فوکو با عرضه دو روش دیرینه شناسی دانش و تبار شناسی قدرت ، به تبیین این مسئله پرداخته و صورت بندی معرفتی عصر مدرن را در مقایسه با گذشته مشخص نموده است . ریشه تبارشناسی فوکو بر اساس برداشت ویژه ای از مفاهیم قدرت ، دانش حقیقت و ارتباط این مفاهیم با یکدیگر قرار دارد . فوکو در تحلیل تبارشناسانه خود در آثاری از قبیل : مراقبت و مجازات و تاریخ جنسیت به این مسئله پرداخته که چگونه انسانها به واسطه قرار گرفتن در شبکه ای از روابط قدرت و دانش به سوژه و ابژه دانش و قدرت تبدیل می شوند . (منوچهری ، 1387 ) تاریخچه زندگی « میشل فوکو در سال ۱۹۲۶ در خانوادهاى مرفه در فرانسه به دنیا آمد و در سال ۱۹۴۸ لیسانس فلسفه خود را گرفت. کمکم به روانشناسى علاقهمند گردید و در سال ۱۹۵۰ لیسانس روانشناسى دریافت کرد. علاقه او به این رشته تا حدّى ناشى از مشکلات روحى شخصى بود. فوکو پس از اخذ لیسانس روانشناسى به مطالعات خود در این رشته و همینطور روان پزشکى و روانکارى ادامه داد و در سال ۱۹۵۲ به دریافت دیپلم "آسیبشناسى روانى" نایل شد. در این دوران بود که او به طور نیمه وقت در بیمارستان «سنت آن» مشغول به کار شد و همزمان در ترجمه کتاب «رؤیا و اگزیستانس» نوشته اتوبینونگر سوئیسى با دوستانش مشارکت نمود. فوکو پس از ۱۹۶۴ استاد "تاریخ نظامهاى تطبیقى اندیشه" شد و چشماندازهاى نوینى در تاریخ و جامعهشناسى گشود و سرانجام در سال ۱۹۸۴ در اثر بیمارى ایدز درگذشت. هرچند که او را پوچانگار و ویرانگر علوم اجتماعى لقب دادهاند، با این حال، اندیشه او بر بسیارى از رشتههاى علوم اجتماعى تأثیرات مهمى گذاشت. آثار فوکو از حیث محتوا به سه بخش عمده تقسیم مىشود: بخشى که تحت تأثیر هرمنوتیک هایدگرى است، که اوج این گرایش در کتاب "تاریخ جنون" آشکار شده است، بخش دیگر را مىتوان باستانشناسى یا دیرینهشناسى معرفت نامید، که تحلیلى شبه ساختارى یا نیمه ساختارى دارد که مهمترین آثار او در این نگرش در "پیدایش درمانگاه" (۱۹۶۳)، "واژگان و اشیاء" یا "نظم اشیا" (۱۹۶۶) و "باستانشناسى معرفت" (۱۹۶۹) متجلّى است. بخش سوم آثار فوکو آثار تبارشناسانه اوست که به بررسى رابطه گفتمان و معرفت از یک طرف و قدرت از طرف دیگر، مىپردازد. "نظم اشیا" (۱۹۷۰) "مراقبت و مجازات " و جلد اول "تاریخ جنسیت" و "نیچه، تبارشناسى و تاریخ" (۱۹۷۱) از نوشتههاى مربوط به این نگرش است.» ( شکوهی ، 1389 ) تعریف و تحلیل قدرت تعریف قدرت با الگوى حاکمیت ـ از نظر فوکو در جوامع غربى از دوره قرون وسطى به این سو همیشه قدرت سلطنتى بوده است که کانون اساسى [بحث قدرت ] را فراهم آورده که اندیشه حقوقى [در رابطه با قدرت] بر محور آن ساخته و پرداخته شده است. یعنى موضوع بحث قانونگذاران و حقوقدانان، خواه طرفدار شاه و خواه دشمن او، قدرت و حاکمیت سلطنتى بوده است. از نظر فوکو بحث حاکمیت براى آن بوده است که سلطه را از ماهیت قدرت پاک کرده و آن را مشروع نماید. به نظر فوکو الگوى حاکمیت، براى تحلیل قدرت، براساس رابطه حاکم و محکوم است. از نظر او از قرن ۱۸ به بعد سازوکار جدیدى پیدا شده که با روابط حاکمیت سازگار نیست این سازوکار جدید قدرت وابسته است به جسمها و آنچه انجام مىدهند تا به زمین و محصولات آن، این نوع قدرت از طریق مراقبت و جمعآورى مالیاتى یا تکالیفى که در طى زمان تقسیم مىشوند، اعمال مىشود. لازمه چنین قدرتى وجود زور مادى است نه وجود فیزیکى حاکم مستقل؛ بنابراین فوکو موضوع قدرت را لااقل از قرن ۱۸ به بعد در حد حاکمیت و روابط حاکم و محکوم نمىداند؛ تا بتوان از الگوى حاکمیت براى تحلیل و تعریف قدرت سود جست، بلکه قدرت را در رابطه با سلطه مطرح مىکند که براى تحلیل آن الگوى دیگرى لازم است. فوکو مطالب خود را در مقاله «قدرت انضباطى و تابعیت» بدین صورت پى مىگیرد که: نظریه حاکمیت به قدرت مقطعى جنبه قانونى مىدهد، اما مراقبت مدام ندارد. در نظریه حاکمیت، قدرت در موجودیت فیزیکى حاکم استوار است نه بر نظام مراقبت پیوسته. حاکمیت یک قدرت مطلق را در مصرف مطلق قدرت ایجاد مىکند، اما اجازه نمىدهد که قدرت بر حسب مصرف حداقل براى کسب حداکثر محاسبه شود. از نظر فوکو قدرت جدید را نمىتوان با اصطلاح حاکمیت بیان کرد؛ این قدرت ابزارى بوده است در ساخت نظام و جامعه سرمایهدارى. قدرتى غیرحاکم و به عبارت دیگر «قدرت انضباطى» یا «قدرت مشرف بر حیات» که قدرت حاکمیت را از میان نبرده است. بلکه «اصل سازماندهنده مجمع القوانینى را فراهم آورده است که اروپا در سده نوزدهم... به دست آورد.» بدین صورت یک نظام و فلسفه حق بر سازوکارهاى انضباط به نحوى تحمیل شد که روند عملى و سلطه مندرج در آنها را پنهان مىسازد. این نظام یا فلسفه حق یک حق عمومى بود که جزایش بر حاکمیت جمعى پیوند یافته و به صورت دمکراتیک درآمد و با ابزار علوم انسانى سلطه پنهان خویش را گستراند. ( شکوهی ، 1389 ) تبارشناسى به عنوان روش تحلیل قدرت فوکو براى روش تحلیل قدرت سراغ نیچه مىرود. واژه تبارشناسى از کتاب "تبارشناشى اخلاق" نیچه به عاریه گرفته شده است. نیچه واژه تبارشناسى یا ریشهشناسى را از حوزه علوم زیستى اخذ کرده است تا نشان دهد که اخلاقیات داراى صور لایتغیر نیستند که از آغاز زمان موجود بوده باشند، بلکه همچون گونههاى زیستى دچار تحول و هبوط تاریخىاند. فوکو برخلاف انسانشناسان ساختگرا معتقد نیست که رخدادها "نظام پستتر از تاریخ" و "امرى اندیشهناپذیر" است بلکه عقیده دارد که نظام کاملى از حدود رخدادهاى متفاوت وجود دارد که تأثیرات و اهمیتهاى گوناگونى نیز دارند: برخى بى اهمیت، و برخى تاریخسازاند؛ پس باید میان رخدادها تمایز قایل شویم و آن مسیرهایى را بازسازى کنیم که در آن رخدادها با یکدیگر مرتبط اند و یکدیگر را به وجود مىآورند. براى این کار الگوى ما نمىتواند "زبان" و نشانه " و مناسبات معنا باشد، بلکه باید جنگ و مناسبات قدرت باشد. وظیفه تبارشناسى علاوه بر توصیف تغییراتى که در دورانهاى مختلف به واسطه تغییر در ساختار قدرت در نحوه گفتار ظهور کرده به تبیین علل این تغییرات نیز مىپردازد. در واقع تبارشناسى یک دیدگاه است نسبت به معرفت و هستى و انسان. به نظر ما این دیدگاه نوعى "جامعهشناسى معرفت" به عنوان یک عقیده فلسفى ـ و نه یک رشته علمى ـ است که جامعه و تاریخ را اساس و خاستگاه معرفت مىداند و معتقد است که معرفت براى توجیه قدرت آفریده مىشود و از سوى قدرت نیز پشتیبانى مىگردد. و مفروض تبارشناسانه نسبت به هستى نفى ذات و طبیعت و ارزش است یعنى عینیت و ارزش غیر از قدرت وجود ندارد که قابل دسترسى باشد. به نظر ما، تبارشناسى، علم نیست؛ بلکه مکتبى در علمشناسى است که به جامعهشناسى علم، به عنوان یک عقیده فلسفى، مىماند؛ یعنى تحلیلى است درباره پیدایش علوم انسانى و معرفت بشرى که رابطه آن را با پیدایش تکنولوژىهاى قدرت بررسى مىکند و بر این باور است که علوم انسانى در درون شبکه قدرت شکل گرفته و خود به پیشبرد تکنولوژىهاى انضباطى قدرت یارى رسانده است. به نظر فوکو تفکیک و طبقهبندى معرفت با معیار علمى بودن یکى از ویژگىهاى عمده تمدن مدرن است که دیگر اشکال معرفت را غیر علمى دانسته و طرد کرده است. ویژگى دیگر تمدن جدید تسلط نظریههاى عام و توتالیتراست که اشکال دیگر معرفت را تحت سیطره درآورده است و تبارشناسى با ردّ این دو ویژگى در پى ایجاد فرصتى براى ابراز اَشکال تحت سلطه معرفت است و در پى مرکز زدائى از تولید نظرى مىباشد. به نظر مىرسد تبارشناسى از یکسو دستگاهى از قضایاى مفروضالصدق است که نوع مسائل مورد بررسى و شیوه پژوهش آنها را نشان مىدهد، از طرفى هم این شیوه منجر مىشود به اینکه صحت آنچه مفروض انگاشته شده بود، آشکار شود؛ بنابراین مباحث فوکو همواره در هم و توبرتو است و به درستى بین مفروضات و موضوعات و یا مدعیات و استدلالها خط فاصلى وجود ندارد. رابطه قدرت و حقیقت نیز از این آشفتگىها در امان نیست زیرا از یک طرف رابطهاى دوسویه بین قدرت و حقیقت مفروض گرفته مىشود و جزئى از عناصر الگوى نظرى تبارشناسى است و از طرف دیگر معرفت و حقیقت به عنوان یکى از اساسىترین تکنولوژىهاى قدرت به صورت موضوع تحقیق درمىآید. به نظر ما شاید بتوان معیارى براى تفکیک رابطه قدرت و حقیقت به عنوان بخشى از الگوى نظرى فوکو از یک طرف و به عنوان موضوع تحقیق از طرف دیگر به دست داد. بدین بیان که هرجا سخن از رابطه قدرت و حقیقت به طور کلى مطرح باشد و استدلال یا شواهدى براى آن ذکر نشود جزئى از الگوى نظرى است و در غیر اینصورت از موضوعات مورد بررسى خواهد بود. در هر صورت بحث بعدى ما رابطه قدرت و حقیقت را به صورت شفافترى عیان مىکند. ( شکوهی ، 1389 ) ویژگی های قدرت « به طور کلی ویژگی های قدرت در منظومه ی فکری فوکو عبارتند از : 1- قدرت از نقاط بی شمار و در بازی روابطی نا برابر اعمال می شود . 2- روابط قدرت در وضعیتی بیرونی نسبت به دیگر انواع روابط ( روابط اقتصادی ، روابط دانش و روابط جنسی ) نیست ، بلکه روابط قدرت درونی و ذاتی آنهاست . 3- قدرت از پایین می آید . باید به تحلیلی صعودی از قدرت اقدام نمائیم . یعنی از ساز و کار های بی نهایت کوچک آن که هر یک تاریخ خود ، مسیر خود ، شیوه و راه و رسم خود را دارد آغاز کنیم . 4- روابط قدرت نشان از محاسبه هدف ها دارد اما محصول انتخاب و تصمیم گیری نیست و تحلیل قدرت نباید خود را به قدرت درسطح تصمیم یا نیت آگاهانه مقید سازد . 5- هر آنجا که قرت وجود دارد مقاومت هم وجود دارد و با این حال ، یا به عبارت بهتر از همین رو مقاومت هر گز در موقعیت بیرونی نسبت به قدرت نیست و قدرت در واقع برای برقراری خود نیازمند وجود شماری کثیر از نقاط مقاومت است . » (منوچهری ، 1387 : 313) /
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت 20:33 توسط محمدباقر صبور
|
|
|||||
|
|||||